سيد علاء الدين محمد گلستانه

381

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

به ديگرى پوشانيده شود ، روى به او مىكنند و هر چه از اطوار او مخالف طور ايشان باشد ، تحسين مىنمايند و اطوار سابق را تقبيح مىكنند و حقوق آشنايى سابق را « 1 » مراعات نمىنمايند . و اين معانى ، اكثر مردم را محسوس و مشاهد شده و اين نوع تكبّر كه موجب انكار حق « 2 » و حقير دانستن اهل حق و طعن بر ايشان شود ، بدترين انواع تكبر است . و از جملهء احاديث كه در اين باب وارد شده ، روايت كرده است محمّد بن يعقوب كلينى رضى الله عنه از حضرت امام محمّد باقر يا حضرت امام جعفر صادق عليهما السلام كه فرمود « 3 » : داخل بهشت نمىشود كسى كه در دلش به قدر دانهء خَردلى از كبر باشد . راوى مىگويد كه من گفتم : « إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ » حضرت فرمود كه : از براى چه چنين گفتى ؟ گفتم : از براى آنچه از شما شنيدم . فرمود كه : به راه ديگر افتادى ! مقصود من ، انكار است . به درستى كه آن كبر ، غيرِ انكار نيست . « 4 » و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود كه : كبر ، آن است كه مردم را حقير پندارى و حق را سفاهت شمارى . « 5 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه : عظيم‌ترين انواع « 6 » كبر ، حقير پنداشتن خلايق و سفاهت شمردن حقّ است . راوى پرسيد كه : حقير پنداشتن خلايق و سفاهت شمردن حق ، كدام است ؟ فرمود : آن كه حق را ندانى و بر اهل حق ، طعن كنى . پس هر كسى « 7 » چنين كند با خداى - عزَّ و جلَّ - در امرى كه مانند رَداى هر شخص « 8 » ، مخصوص اوست ، منازعه نموده . « 9 » و از جملهء مفاسد كه به تكبّر ارباب تسلّط ، فى الجمله اختصاص دارد ، ايذا و اهانت و تحقير اصناف مردم است كه در ميان ايشان ، دوستان الهى و شيعيان خالص از « 10 » سادات و علما و ريش‌سفيدان هستند و از ساير متكبّران ، چندان تحمّل تكبّر نمىكنند و از ارباب تسلّط ، به غير از « 11 » تحمّل ، چاره‌اى ندارند و اكثر اوقات ، هر يك از اين « 12 » طوايف كه به جهت ضرورتى يا غير آن بر ايشان وارد شوند ، بى نوعى از اهانت ، باز نمىگردند . و بسيار است كه در جواب سلام ايشان كه خداى تعالى واجب ساخته ، مضايقه مىنمايند ، و اگر

--> ( 1 ) . ب : - « تقبيح مىكنند و حقوق آشنايى سابق را » . ( 2 ) . ب : - « حق » . ( 3 ) . ج : + « كه » . ( 4 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 310 ، ح 7 . ( 5 ) . همان ، ج 2 ، ص 310 ، ح 8 . ( 6 ) . الف : - « انواع » . ( 7 ) . الف : « كه » . ( 8 ) . ب : « شخصى » . ( 9 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 310 ، ح 9 . ( 10 ) . الف : « و » . ( 11 ) . ب : - « از » . ( 12 ) . الف : - « اين » .